استان تولد:
آذربایجان غربی
فرازي از زندگينامه شهيد:
شهيد قادر قادري در سال1307 در روستاي پايين دره مهاباد پاي به عرصه هستي نهاد و در دوران خردسالي از نعمت مادر محروم شد. در سن نوجواني با يكي از برادرانش، به روستاي ماسوه مهاجرت نمود و با پشتكاري فراوان به كشاورزي پرداخت. شهيد متأهل و داراي19 فرزند بود و همواره به تعليم و تربيت آنان مي پرداخت.
شهيد از نظر اخلاقي فرزندان خود را همواره از مفاسد و نيرنگهاي ضدانقلاب آگاه مي نمود و در برابر گروهكهاي ملحد سازش ناپذير بود و چهره فريبكارانه آنها را براي مردم آشكار مي ساخت. با حداقل امكانات خويش، يك باب مدرسه در زمين خودش براي تحصيل روستازادگان بنا نهاده بود و همواره از معلمان روستا حمايت مي نمود.
در12 فروردين58 به نظام جمهوري اسلامي ايران رأي مثبت داد و اين امر باعث خشم و غضب ضدانقلاب گشت.
با شروع جنگ تحميلي دو تن از پسرانش را به جبهه فرستاد، در حالي كه احزاب منحله و ضدانقلاب دمكرات و كومله مردم را از خدمت مقدس سربازي نيز منع مي كردند.
شهيد چند بار هدف توطئه ضدانقلاب قرار گرفته بود، ولي هرگز از حمايت خود از امام و انقلاب و مبارزه با گروهكها دست برنداشت تا اينكه در شامگاه1367/2/10 در روستاي ماسوه از توابع نقده، موقع افطار و راز و نياز با معبود، در به صدا درمي آيد و چند نفر مسلح كه يكي از آنها جهت فريب لباس سپاه بر تن داشته، شهيد را در زير بارش باران به بهانه دعوت به پايگاه به صحراي اطراف روستا مي كشانند. لحظاتي بعد صداي شليك رگبار گلوله، خبر از شهادت پيرمردي فداكار و مؤمن مي دهد.
فرداي آن روز پيكر به خون آغشته حاجي قادر در اطراف روستا پيدا مي شود و لكه ننگين ديگري بر تاريخ سراسر جنايت احزاب منحله و ضدانقلاب دمكرات و كومله افزوده مي شود.
پيكر پاكش بعد از تشييع در روستاي ماسوه به خاك سپرده شد.
روحش شاد و يادش گرامي باد.
فرازي از سخنان شهيد قادر قادري:
دولت عراق با اين جنگ نيت اصلي خود را نسبت به مردم ايران آشكار كرد و ثابت كرد كه دولتي متجاوز است و به هيچ قانون و اصولي پايبند نيست و هر وقت موقعيت را به نفع خود ببيند، مثل روباه حليه گر به فكر توطئه و جنگ مي افتد؛ ولي تا انقلاب پشتوانه مردمي دارد هر توطئه اي خنثي خواهد شد.
استان شهادت:
آذربایجان غربی
نحوه شهادت:
توسط ضدانقلاب
گـلزار دفـن:
روستای ماسوه نقده