استان تولد:
آذربایجان غربی
بسمه تعالی
فرازی از زندگینامه شهید:
شهیدجانعلي آميان در تاریخ 1344در روستای یادگارلو نقده دیده به جهان گشود. شهيد با خندههاي کودکانه و شيرين خود خستگي را از تن پدر زدوده و در کودکي بسيار پرجنب و جوش و خستگي ناپذير بود که شيطنتهاي کودکانه او در ذهن پدر و مادر نقش بسته است. شهید آمیان علاقه فراوانی به پدر بزرگ مادرياش داشت. از 6 سالگي وارد مدرسه محل تولدش شد و به همراه يکي از داييهايش که هم سن خودش بود به مدرسه رفت و آمد ميکرد و تکاليف درسي را با هم انجام ميدادند و بخاطر جثه بزرگش از همان اول ابتدايي تا پنجم ابتدايي مبصر کلاس بود و نيز در امورات مدرسه به معلمين کمک ميکرد. ايشان دوره راهنمايي را در مدرسه همان روستا به تحصيل مشغول بود و از دوران کودکی در کارهاي مربوط به امورات زندگي به پدر کمک و در زمان تعطيلات هم در امورات کشاورزي و دامداري کمک حال او بود و با علاقه فراوان سعي مينمود تا پدر را در امورات فوق ياري نمايد. او از همان ابتداي کودکي سعي ميکرد در کلاسهاي قرآني که در روستا برگزار ميشد؛ شرکت کرده و علاقه بسياري به نماز و تکاليف الهي داشتند. ایشان در سن 18 سالگی با دختری از همان روستا ازدواج و بعد از آن جهت انجام خدمت مقدس سربازی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوسته و تا سال شهادت صاحب 2 فرزند پسر گشت و زندگیاش را همراه با خدمت در کنار پدر و مادر و برادران و خواهران و همسر و اولین فرزندش سپری نمود لازم به ذکر است که فرزند دومش چند ماهی پس از شهادت شهید به دنیا آمد. ایشان به مدت 24 ماه در جبهه و مبارزه حق علیه باطل حضور داشته و تمام سعی او در جبهه نگه داشتن مملکت از دست دشمن غاصب و نیز حفظ خط رهبری بود. سرانجام ایشان در تاریخ 1364/05/12 در منطقه عملیاتی سردشت بر اثر برخورد ماشین با مینی که ضد انقلابیها و مزدوران بعثی کار گذاشته بودند به شهادت رسید. که در اثر این برخورد از تمامی هم رزمان شهید اعم از 12 نفر شهید شده و فقط یک نفر از رزمندهها جانباز بالای 50 درصد شدند.
روحش شاد و یادش گرامی باد
استان شهادت:
آذربایجان غربی
نحوه شهادت:
در اثر بر خورد ماشین با مین کاشته شده توسط ضد انقلاب
گـلزار دفـن:
گلزار شهدای روستای یادگارلو
خلاصه وصيتنامه:
شهيد در مراسلات همواره پدر و مادر خود را به صبر در مقابل شهادتش توصيه و نيز از همه مسلمانان ادامه راه شهدا را درخواست کرده و انتظار داشتند که خانوادهاش پيرو امام بوده و در حفظ انقلاب و دستاوردهاي آن کوشا باشند. امر به معروف و نهي از منکر و دوست داشتن اهل بيت را اصل زندگی قرار داده و خواهان اداي فرايض ديني بودند. احترام به بزرگترها را سرلوحه خود قرار داده و نيکي به پدر و مادر را خواستار بودند. خوش رفتاري و زندگي مسالمت آميز با آشنايان و دوستان برایش مهم بود. شرکت در مراسمات مذهبي و انجام فراض ديني را موکدا خواهان بودند. ادامه راه شهدا و امام شهدا را توصيه میکردند.